نباشد...
ما را برای بهتر ها و عمیق ترهایی ، باید...
برچسب: حجم الاسطوانة,حجم,حجم المكعب, نویسنده: حمید محمدی تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 20:05
دانا ، با قلب خود بذر مهر را میان مردمان می کارد...
و احمق تر،با سیاست سعی میکند همه را دوست خود کند....
و...
ادامه دارد...
برچسب: ادامه دارد,ادامه دارد به انگلیسی,زندگی ادامه دارد, نویسنده: حمید محمدی تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 20:04
برچسب: نویسنده: حمید محمدی تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 20:04
برچسب: من همینم,من همینم که هستم,من همینم که میبینی, نویسنده: حمید محمدی تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 20:04
برچسب: نویسنده: حمید محمدی تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 19:49
{ وحشتناک ترین چیزها اینه که " نفهمی " را ببینی که به شدت به نفهمی هایش اعتقادات تعصب امیز داشته باشد... فاجعه است ... فاجعه...}
برچسب: فتامل جیدا,معنی فتامل, نویسنده: حمید محمدی تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 19:49
حتی از روی همین نوشته های رو ی کاغذ یا حتی تصاویر دنیای مجازی...
من دل بسته خاک بلا خیز خراسان بزرگ شدم ...
این ایران شرقی...
من ریشه هایم را یکی یکی می یابم با درد و غم و راز افغانستان...
و دوست دارم....
این ریشه ی به ظاهر جامانده از خودم را...
و من میدانم که حتما برای این سرزمین ،کاری خواهم کرد ؛ حتی اگر ان کار ،برای ایران نباشد...
برچسب: ریشه در خاک,ریشه شیرین بیان,ریشه کاسنی, نویسنده: حمید محمدی تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 19:49
انها را می شود زندگی کرد...
هرکدامشان که به اخر میرسند؛ انگار من هم یکبار به اخر میرسم...
برچسب: رمان,رمان بدون سانسور,رمانسرا, نویسنده: حمید محمدی تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 19:49
اندکی به ان می رسند... به گنج عمر و زندگی...
اما بیشترها ، می مانند؛ می بازند... حتی در وسط معدن گنج!
چه میشود ؟ که مرگ رویا ، در یک قدمی رویا میسر میشود؟
جواب شاید ان باشد که گنج های یک معدن را ،حاضر و اماده در میان یک صندوق جواهرات و تراش خورده می خواهیم .
ما در پی شکار ارزوهامان ، بیشتر گنج یابیم تا معدن کار...
برچسب: نویسنده: حمید محمدی تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 19:49